فـــــــــــــریــــــــــده انــــــــوری

 طنین صدای رسای فریده جان انوری سالیانیست گوش های

شعر دوستان را نوازشی هست زیبا واینک انتخابی از

  سرود های مو لا نا وحضرت ابوالمعانی بیدل


مـــــــــــو ج بــــــــــــــــــیــــــــتــــاب

لب در یا رسیدم تشنه بیتاب

زمـن بـیـتاب تـر جان ودل آب

مرا گفت از تلا طم ها میا سای

که بد در دیست جان دادن به مرداب

عـــــــــــشـق ومــــــحــبـبت

آنجایکه عشق ومحبت غذای روح است  این عنوان را در صفحه  گذاشتم

که از نظر شخص من انتخابیست بجا.

عشق پدیده ای  هست زیبابا مخلوطی از اوهام, واقعیت و تصوراتی  پر ورش یا فتهء ذهن

 یا آنچه راکه دوست داریم و بدو عشق می ورزیم هر چند این پدیده با ما ویا  دور از ما باشد

  محبت را  نیز مقام والا هست  زیرا با دانستن بدی ها و خوبی ها ما  تشخیص

وانتخاب می کنیم که دوست بداریم.

بی باور نیستیم که گاه عشق خود به سراغ انسان می آید زیرا:

عشق از رهـی تکلـیف بـدل پا نگـذارد

سیلاب نپر سد که دری خانه کدام است

 واینک آهنگی از هنر مند مورد علاقهء من تو وشاید بسیاریها فقید احــمـد ظاهـــــــر


خدا  بود یارت


آنگاهیکه به خدا می اندیشم  ترا در نظر دارم

اینکه پیشم نیستی  برایت چنین دعا میکنم

واینجاست که احمد ظاهر  را به ترنم صدایش به سجده میگیرم که ترا دوست دارم